X
تبلیغات
پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهات
این وبلاگ مخصوص پاسخ به شبهات در مورد مذهب بر حق شیعه است.
با سلام به شما دوستان محترم!

ابتدا از این شروع شد که من مناظره ی فضل بن حسن با ابو حنیفه را برای ایشان به صورت کامنتی فرستادم و بعد ایشان تمام حرفهای مرا نادرست دانسته و به بی مدرکی متهم کرد. مرا به وبلاگ دیگرشان ارجاع دادند که در آنجا پاسخ را بگیرم. و من وقتی به آنجا مراجعه کردم هیچ مطلبی در باره ی ابوحنیفه نیافتم. سپس خواستم ایشان را در باره ی اینکه عایشه و حفصه را ام المومنین می دانند به گناه بزگ آن دو زن آگاه کنم زیا معتقدم هر یک از ادعاهای سنی ها را که پی گیری م یکنی به هیچ نتیجه ی قابل قبولی نمی رسی. خواستم ببینم آیا این فرد که اینهمه از سنی بودنش راضی است و از اینکه به اقرار خودش تشیع را رها کرده و به اهل سنت گرویده واقعا چه اندازه عقل و شعور در این راه به خرج داده ...که اینگونه ادامه دادم

یکشنبه 28 آبان1391 ساعت: 23:44 توسط:مطیع قرآن/1

سلام

اگر استلالات فضل بن حسن نادرست است با علمی که داری آن را رد کن و اگر درست هستند که دیگر مدرک می خواهی چه کار.

شما مدرکی با بزرگی قرآن را مبنی بر خیانت عایشه بر فاش کردن اسرار پیامبر نادیده می گیرید.

حال اگر بیاییم مدرکی بدهیم که در فلان کتاب ثبت شده و جناب فضل از شاگردان امام صادق هم بوده و کلی اطلاعات و مدارک به چه درد ی می خورد وقتی شنونده تعصب دارد و آن قدر از فضایل عایشه شنیده است که اصلا سوره ی تحریم را نمی شنود... آیات قرآن خیلی واضح و روشن حرف می زند. مدرک می خواهی؟ باز کن کتاب الله را و بخوان آنچه را که علمایتان از شما پنهان می کنند.

حرف خدا اگر مدرک نباشد دیگر هیچ مدرکی به درد نمی خورد!!!

در هیچ کجای قرآن آیه ای مبنی بر توبه ی عایشه و حفصه ی خائن ( فاش کننده ی راز پیامبر) وجود ندارد. اما شما کور کورانه از علمایتان پیروی می کنید که با حدس و گمان و بدون مدرک آنها را پاک معرفی می کنند. سراسر سوره خداوند آن دو زن را توبیخ می کند آنوقت شما او را تبرئه می کنید. و می بخشید!!! مگر از خدا هم بخشنده تر هستید.

مگر قرآن نفرمود هاست که از خدا و رسولش پیشی نگیرید؟! عیبی ندارد شما عایشه را در قلب خود بدارید که مستحق آیات تحریم است و بعد از آ« واقعه هیچ مدرکی دال بر توبه اش وجود ندارد. و ما هم فاطمه(سلامالله علیه) را در قلب خود جای می دهیم که سرور زنان بهشتی است و سوره ی کوثر و انسان در شان اوست. و مصداق واژ ی" نسائنا" در آیه ی مباهله است.

یکشنبه 28 آبان1391 ساعت: 23:50 توسط:مطیع قرآن/

و آیه ی مباهله خوب نشان می دهد که چه کسانی اهل بیت پیامبرند! و کدام زن (فاطمه و یا عایشه) در نزد خدا و پیامبر عزیز است و منظور خدا وبده است. چیزی که به مذاق شما خوش نمی آید.

اگر می توانستید و از عهده تان برمی آمد آیات خدا را هم از چشمان ما دور می کردید تا آن آیه را نبینیم. بدبختی شما در این است که روایات مبنی بر این که چه کسانی در آن روز مباهله با پیامبر بودند نیز همگی اتفاق نظر دارند که علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) بودند. و هیچ کس ادعا نکرده است که شخصی غیر از اینها با پیامبر بوده باشد. و این آیه خوب حرف می زند: 

۱_علی(ع)نفس پیامبر است (حال ببین فرق بین ابوبکر و علی را) 2_فاطمه (س) به تنهایی شایسته ی آنچنان احترامی است که خداوند او را با ضمیر جمع خطاب می کند. 3_ حسن (ع)و حسین(ع) پسران پیامبرند. حال اگر بخاطر همین آیه ی مباهله شیعه باشم برایم کافی است.

راستی خودت سواد نداشتی که برایم آدرس گذاشته ای؟ البته می دانم که آن وبلاگ هم مال خودت هست. اما مطالبش همگی از سایت اسلام تکس و یا سایتهای مشابه آن است. از خودت چیزی نداری؟ بی سوادی؟ از قرآ« برایم ثابت کن که عایشه بی گناه است. مگر نمی گویید قرآن فصل الخطاب است. پس من مطیع قرآنم اگر آیه ای آوردی مبنی بر اینکه عایشه و حفصه از طرف خدا بخشیده شده اند قبول میکنم.تفسیر سنی ها را قبول نمی کنم. زیرا من شیعه هستم. پس در میان ما قرآن حکم می کند و بس. حال ببین من دارم کپی می کنم و بدون مدرک حرف می زنم یا تو. البته می دانستم که نظرم را تایید نخواهید کرد. این مرام شما اهل سنت هست. یا جوا جواب ندارید بدهید... یا فحش می دهید.

غیر از این دو روش کار دیگری ندارید. نگران تایید نشدن کامنت هم نیستم. فقط اگر سوادش را داری جوابم را بده. البته آیه ی قرآن می خواهم نه روایت و تفسیر سنی. چون به روایات شیعه هم مراجعه نمی کنم. پس فقط قرآن. یا حق!

دوشنبه 29 آبان1391 ساعت: 15:44 توسط:مطیع قرآن

سلام

در آن وبلاگ نمایش ننه من غریبم خوبی راه انداخته ای !!!

ولی خیالت راحت باشد شیعه هرگز سنی کش نبوده و نخواهد بود. این حرفها را نزن چون کسی باور نخواهد کرد. اما اگر خوب چشمانت را باز کنی و خواب را کنار بزنی می بنی چه کسانی چه کسانی را می کشند تا به بهشت بروند. اینجا هم مرا دعوت کرده ای نه حرفی از ابو حنیفه است و نه در باره ی آیه ی مباهله. شما جماعت سنی که تعصب به خرج می دهید هرچه عالمانتان می گویند چشم بسته قبول می کنید و هیچ وقت به دنبال دلیل نیستید. حرفهایتان ضدونقیض است .

هر جا هرحرفی رو به نفعتون ببینید زود ازش استفاده می کنید.و هر جا همون حرف ضد شما باشه ردش می منین. اما حرف صریح قرآن رو باور ندارید. حضرت عیسی باید بیاد و چشمای شما رو شفا بده تا بتونید علی رو توی قرآن ببینید. ( همون انفسنا مصداق علی)شما اهل سنت آیا اصلا ایه ی مباهله را در قرآنتان ندارید؟

اینجا را بخوان: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=26135&cat=4

دوشنبه 29 آبان1391 ساعت: 16:3 توسط:مطیع قرآن

و سید جوانان اهل بهشت را می کشندو آنوقت شما حرفی و یا اقدامی ندارید....

درحالیکه برای خلیفه ی مظلومتان عثمان چه حرفها که نمی زنید... راستش یادم رفته بود عثمان هم سید پیران اهل بهشت هست.

سلام ...

جناب مطیع قرآن ... که اسم خود را مطیع قرآن گذاشتی ...

خودت را خسته نکن ... قبلا جواب سوالات شما را داده ام منتهی شما دنبال انکار حقیقت بوده اید ...

اگر حسین ع یکبار دیگه زنده میشد ... اینبار شما کار یزید را می کردید . شاید بدتر.. چون حسین هم بر ضد شما میشد ... همانطور که با ما اهل سنت تا الان کرده اید ... شما اسم خود را مطیع قرآن گذاشتی ولی ذره ای از قرآن بویی نبرده ای ... شما سری به قرآن بزن ... راهنماییت می کنم ... آیه مبارکه:

ایاک نعبد و ایاک نستعین

این برای شما خدا نیست برای شما هر کسی است الا الله ... اگر تنها از خدا یاری می جویید پس دیگران چه کاره اند ... شما با خدا شریک گرفته اید ... قبول هم نمی کنید کار بدتان را ... آیه 3 زمر را بخوانید

برای آگاهی بیشترتان آیه 3 زمر را بخوانید .اگر می بینید جوابتان را نمیدهم علت این است که شما دوست دارید جوابی که خوشتان می آید بدهیم ولی بر باطلید و مدعی تشیع هستید

این ویدیو را ببینید ای مدعیان محبت حسین ... بدان که حسین امام ما اهل سنت است نه شما ... مدعیان

http://www.aparat.com/v/aoclA

در آخر پاسخ شما و امثال شما را با این آیه می دهم ...

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾

بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‌گویند (و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند)؛ سوره فرقان

دوشنبه 29 آبان1391 ساعت: 23:35 توسط:مطیع قرآن

سلام...

البته من مطیع قرآنم نه اشخاص پس ویدیو به دردم نمی خورد. مال خودت... و اما اگر پاسخی مبتنی بر قرآن داشتی ( که البته نداری)می گفتی. زیاد هم برای ادامه دادن با شما علاقه ندارم. زیرا آنچه را که پاسخ شماست قرآن داده ولی گوشهایتان کر است و چشمهایتان کور و گویا قلبهایتان هم قصی شده ... گو یا شما یادتان رفته اهالی کوفه همان سنی ها بودند که در ایمانشان سستی بود و وفای به عهد نکردند.... بگذریم کاری به اینها ندارم.

من که حرف بدی نزدم از آیه ی مباهله گفتم. چنان ادبیات تندی با من گرفته ای که گویا چند تا فحش خواهر مادری نثارت کرد ه باشم. و کامنتهایم را تایید نمی کنی تا مخاطبانت خیال کنند تو حقی... ولی البته تایید نکردنت دلیل بر حق بودن حرفهای من است. از رسوایی ات ترسیده ای. من هم م یخواستم همین مطلب برایم روشن شود. شما جماعت سنی پاسخگو نیستید. تو بریام آیه نیاوردی مبنی بر اینکه عایشه و حفصه ی خیانتکار بخشیده شده باشند به خاطر آن گناهی که در سوره ی تحریم ذکر شده. مطمئن باش اگر بخشیده شده بودند خداوند هیچگاه از ذکر آن خود داری نمی کرد تا آبروی بنده ی توبه کارش تا ابد برود. آنچه مسلم است شما جوابی ندارید و تنها تعصب می ورزید.

این لااقل برای من ثابت شد و مهم نیست دیگر مخاطبانی که به اینجا مراجعه می کنند و حرف های بی ربط تو را می خوانند در باره ام چه فکر کنند. من مطیع قرآنم نه ودیو

سلام ...

مطمئن باشید مطیع قرآن نیستید ...

اولا آیه 11 سوره ی نور را بخوان تا بفهمی الله در مورد ام المومنین عایشه چه گفته ...
تا تویی که دائم تهمت میزنی بفهمی که در آتش هستی ...
دوما میدانی آن راز چه بود که خدا در سوره ی تحریم آورد ...
آن راز که افشا شد ... از طرف حفصه نه عایشه ...
رسول الله ص فرمود بعد از من ابابکر و عمر خلافت خواهند کرد ...
روایت بخاری - مسلم - ابوداوود - ترمیذی
وسایل الشیعه - العواصم و النواصم ...
قسم به الله که مطیع قرآن نیستی ...
آیه ی مباهله را همه قبول داریم ... و تفسیر پیش ما اهل سنت
ظاهرا به شما خیلی فشار آمده که مانند بالا خود را بر حق میدانید ...
شما بروید به صیغه کردنتان بچسبید که حلال میدانید ...
............... دلیل قرآنی
کسانی که نمی توانند ازدواج کنند باید عفت پیشه کنند ...
اگر بخواهم فقط با قرآن بگویم شما قطعا آبرویی نخواهید داشت و فقط دنبال توجیه خواهید گشت ... ویدیو هم جهت اطلاعتان بود ..
آیه 3 زمر و آیه 6 احقاف را بخوانید ... والسلام ...
پیامهایتان جایگاهی ندارد

سلام ...

جناب به اصطلاح مطیع قرآن ...

خودت را خسته نکن در اون وبلاگ جواب خود را خواهید گرفت ... مشغله ام زیاد است ... اما جوابتان را خواهید گرفت ... آنموقع خواهیم دید چه کسی چشم بینا دارد و چه کسی ندارد ...
ما هم میدانیم انفسنا یعنی علی ... ولی چه چیزی را می خواهی بدست آوری ...
امامت علی را ... آیه دارد می گوید پیامبر اهل بیت خود را برای مباهله آورد ... این برای شما ابزار شده ....؟ به چه دردتان می خورد ... چه چیز از خود را می خواهید ثابت کنید که شیعه علی هستید ... اگر شیعه علی هستید چرا مانند علی رفتار نمی کنید ... با حدیث صحیح و روایت صحیح داستان مباهله را برایتان شرح میدهم ... تا شاید قیل و قالتان را کنار بگذارید و شاید هدایت شوید ...
شما دنبال هوس هایتان هستید و هوس هایتان نمی گذارد حق را ببینید ... بزودی در وبلاگ جواب کوبنده ... تو دهنی خوبی از قرآن و سنت پیامبر خواهید خورد ... شما فقط نام علی و اهل بیت بزرگوار را ابزار فساد خود کرده اید ...
صیغه یادتان نرود ...
شفاعت و درخواست از قبر یادتان نرود ...
حاجت خواستن از صاحب قبر یادتان نرود ...
وضو یادتان نرود ...
شما می خواهید با این وضع از چه دفاع کنید ...
آیه 3 زمر را بخوانید ... شما را بس است ...
قانع نشدید آیه 6 احقاف
باز نشدید آیه 94 انعام
باز نشدید 5 حمد
باز نشدید 65 نمل
باز نشدید 44 زمر
باز نشدید ایات آخر شعرا
باز نشدید آیه 6 مائده
باز اگر نشدید 186 بقره
باز هم 100 توبه
وباز هم 40 توبه
و باز هم 29 فتح و اگر با اینها هم راضی نشدید ..برایتان متاسفم

سه شنبه 30 آبان1391 ساعت: 18:53 توسط:مطیع قرآن

 

سلام

مطمئن باش من مطیع قرآنم و اگر از قرآن برایم دلیل بیاوری قبول می کنم.

احادیث شما پشیزی نمی ارزد. اگر منظورت صحیح بخاری است باید بگویم همین کتاب بدترین چهره را برای عایشه تصویر کرده. می خواهی از کدام حدیث صحیح برایم دلیل بیاوری.

از قرآن نتوانستی متوسل به صحیح بخاری می شوی؟ مگر الله در سخنانش چه ایرادی دارد که قبولش نمی کنید. یا اینکه مرضی در دل دارید؟ چرا به غیر خدا متوسل می شوید.

من از قرآن حرف می زنم و شما از غیر قرآن. البته آیه ی افک هم در باره ی آن روایات زیادی آمده و اینکه در باره ی عایشه باشد قطعی نیست. لطفا بحث را ادامه ندهید.

من آنچه را که لازم بود گیرم آمد. شما به سخنان خداوند ارزشی قایل نیستید. بلکه صحیح بخاری در نزد شما ( نعوذ بالله) صحیح تر از قرآن است!!! و اگر حتی گیریم که آیه افک در باره ی عایشه باشد موضوعش با سوره ی تحریم فرق می کند. آیه ی افک اختلاف وجود دارد اما سوره ی تحریم بدون شک در باره ی دختران ابوبکر و عمر نازل شده و هیچ بخششی هم برای این کارشان در قرآن برای آنها ذکر نشده است. حال شما می خواهید با تمسک از روایات صحیح(!!!) قضیه را ماست مالی کنید.

آیات قرآن مدرک خوبی برای مومنین است. خیلی روشن و واضح بیان می کند که خداوند آن دو را به زنان نوح و لوط تشبیه می کند و جایگاه آنها در نزد خداوند جز این نیست.

این آیات روشن نیازی به تفسیر هم ندارد. آیاتی هستند که بدون ابهامند و صریح حرف می زنند.

شما کورید و نمی بیند. و آن وقت به من تهمت می زنید که مطیع قرآن نیستم. جناب آقا صحیح بخاری را بر قرآن مقدم می داری؟؟؟؟

پس وای بر تو و امثال تو! دلیل قرآن را نمی پذیری و دلیل بخاری را می پذیری!!!

سه شنبه 30 آبان1391 ساعت: 19:8 توسط:مطیع قرآن

سلام

منظورت از احادیث صحیح اینها هستند؟

صحیح بخاری و صحیح مسلم از عائشه روایت کنند که گفت:

ابوبکر در ایام منی بر او وارد شد و دید که دو دخترک نزد وی دف می زنند و ضرب می نوازند. و پیامبر نیز خود را در جامه پوشانیده است. ابوبکر آنها را سرزنش کرد و براند و پیامبر پوشش چهره اش را پس زد و فرمود: آبوبکر! آن دو را به حال خود بگذار که ایام عید است و این روز ها روزهای منی است.

بخاری و مسلم از عایشه نقل میکنند که: دیدم پیامبر مرا با ردایش می پوشاند و من حبشی ها را که در مسجد بازی میکردند تماشا میکردم. که عمر آنها را بازداشت و پیامبر فرمود: آنها را به حال خو بگذار! ای حبشی ها آسوده خاطر باشید! پس قدر دخترکان نورسیده بازیگوش را بدانید. و صحیح بخاری و صحیح مسلم در روایات دیگری گوید: یا من از پیامبر درخواست کردم یا خود او فرمود:

آیا دوست داری تماشا کنی؟ گفتم:

آری پس مرا در پشت خود قرار داد و گونه ام بر گونه اش بود که می فرمود:

ای بنی ارفده (حبشی ها) ادامه دهید!! تا آنگاه که خسته شدم و فرمود: سیر شدی؟ گفتم:

آری فرمود: پس برو.

و در روایات دیگری گوید: حبشی ها آمدند و می رقصیدند و در روایات دیگری گوید:

دوست دارم آنها را ببینم! و در سنن ابن ماجه از ابن عباس روایت کند که گفت: عائشه یکی از خویشاوندانش را به ازدواج یکی از انصار در آورد. رسول خدا آمد و فرمود: عروس را به خانه شوهر بردید؟ گفتند: آری. فرمود: کسی را که آواز بخواند با او همراه کردید؟ عائشه گفت: نه. رسول خدا فرمود: انصار مردمی اند که از مکالمه با زنان لذت می برند. ای کاش کسی را همراه او می نمودید تا بخواند: اتیناکم اتیناکم. فحیانا و حیاکم.

این است چهره ی عایشه ی صدیقه تان در کتب صحیح شما !

سه شنبه 30 آبان1391 ساعت: 19:12 توسط:مطیع قرآن

شما پیرو زن لوط(ع) و زن نوح(ع) باشید و ما نیز پیروز زنی که برتر از مریم مقدس است یعنی فاطمه(س)... و درآخرت شما با عایشه و حفصه و پدرانشان محشور شوید.... و مانیز با فاطمه(س) و پدرش و شوهرش محشور شویم. چیز دیگری از خدا نمی خواهم.

سلام ...

اولا کلی خندیدم زیرا سند حدیثت مجهول است و علمایتان به نام بخاری و مسلم درست کرده اند ...

در خانه ی پیامبر و در حضور پیامبر و ساز ؟ ... بعد آیات قرآن را برایت نوشتم برو بخوان ... مطمئنم باز قبول نمی کنی و... مثال میزنم

ایه23 سور ه ی نور و همینطر آیه 12... دفاع خدا از عایشه و وعده ی آتش به شما تهمت زنندگان
آیه 3 زمر : نهی از شرک به الله : اما شما شرک می ورزید و میگید فلانی ما رو به خدا نزدیک میکنه ...
آیه 44 زمر : شفاعت فقط نزد الله است
آیه 45 زمر : وقتی خدا به تنهایی خوانده می شود دل شما مدعی شیعه منزجر میشه ...( دقت کنید چه ترجمه ی شیطنت آمیزی از این آیه کرده اند تا شیعیان را مخاطب آیه جلوه دهند)
آیه 6 مائده ... شما وضو رو برعکس می گیرید ... و شما الی المرافق رو من المرافق کردین ...
آیه 56 نمل : همه ی کسانی که در آسمان و زمینند غیب نمی دانند مگر الله ...
شما غیب رو به مخلوقات الله دادید ...
آیه 186 بقره : میگه خدا صدا را می شنود ...اما شما میگید خدا کافی نیست ... صدایتان را به صاحبان قبر می برید ...
شما به رسول الله تهمت میزنید ...مگر الطیبات مع الطیبین نیست ... زنان پاک با مردان پاک ...چرا رسول الله را متهم می کنید ..
آیه 80 سوره ی نمل : پیامبر نمی تونست صداش رو به مردگان برسونه ... شما چطور می تونید ...
فاطر 22 : پیامبر نمی تونست صدای خود رو به کسانی که در گورند برساند ...
شما چطور میرسونید ...
آیه 13 روم : کسانی که شفیع گرفتی منکرت می شن...
باز هم بگم ...
این که حدیث نیست متواتر یا مرسل باشه ... این قرآنه
مدعی ... حتی اگر برای یکیش توجیه بیاری باید بگم برات متاسفم و در آخر
حمد 5 : مگر نمی گی : ایاک نعبد : تنها تو را می پرستیم ایاک نستعین : تنها از تو یاری می جوییم ... آیا تو و شیعه تنه از الله یاری می جویید ...
وای بر شما ....
مطمئنم هیچ کدام از اینها را قبول نخواهی کرد...این ختم جوابات بود و دیگر پاسخی نخواهی داشت

 سلام ...

فقط برای اینکه جوابت رو برای اهانت به امهات مومنین بدم ...
برات می نویسم ...
ازدواج پیامبر با دختران ابوبکر و عمر هیچ دلیل سیاسی نداشته است.
ابوبکر دوست نزدیک ایشان بود و اولین کسی بود که به رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان آورد، نیازی به ازدواج سیاسی بین دختر او و پیامبر نبود.

بعد ازدواج سیاسی باید دو طرفه باشد یعنی دو طرف سود ببرند.
حضرت ابوبکر وقتی به حضرت محمد دختر خود، عایشه، را داد که ایشان یک انسان بی قدرت در مکه و از هر طرف تحت فشار بودند و این دختر دادن برای حضرت ابوبکر دردسر ساز بود و هیچ دست آوردی سیاسی در آن مقطع نداشت
و حضرت محمد با دختر بيوه عمر (بزعم شيعه بزرگترين دشمن علی و اسلام!!!) وقتی عروسی کردند که حکومت اسلامی ‌ريشه دوانده بود و حضرت نيازی به ازدواج مصلخت آمیز با دختر عمر نداشتند، بنظر شما اگر با دختر عمر عروسی نمي‌كردند حضرت عمر، رسول الله را رها می‌کرد؟
این بخش اول

سلام ...

و تو ای نادانی که از کسانی پیروی می کنی که دشمن اسلام و اهل بیت و صحابه رسول الله ص هستند ...
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الَّلاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ...
اى پيامبر، ما براى تو حلال کرديم همسران وشریکان زندگی ات را که مهريه شان را داده اى، يا آنچه که از قبل دارى، که خدا به تو عطا کرد. همچنين دختران عموهايت، دختر عمه هايت، دختر داى هايت، دختر خاله هايت که با تو مهاجرت کرده اند براى ازدواج با تو حلال هستند. همچنين، اگر زن مؤمنى خود را به پیامبر ببخشاید و بخواهد همسر پيامبر شود اگر پيامبر بخواهد مى تواند با آن زن ازدواج کند. اين گونه فقط برای تو خالص و پاک قرار دادیم و نه براى مؤمنان ديگر. ما قبلا ً حق آنها ( مؤمنين ) را نسبت به همسرانشان يا آنچه از قبل دارند مقرر کرده ايم. اين بخاطر آن است که تو را از هر شرمندگى حفظ کند. خداست عفو کننده، مهربان ترين

سلام ...

لینکی برات میگذارم تا شاید هدایت بشی.. در همین وبلاگ می توانی بخوانی ...
در مورد زنان پیغمبر ص با استناد به قرآن ...
اگر قرآن تو رو قانع می کنه

چهارشنبه 1 آذر1391 ساعت: 1:22 توسط:مطیع قرآن/1

سلام.

از طرفی می گویی درآیه ی مباهله منظور از انفسنا همان علی (ع) است و از طرف دیگر عمر را نزدیکترین فرد به رسول الله می دانی.

این یعنی یک دهن کجی بزرگ به خدا و کلام حکیمانه اش (استغفرالله) و اما بعد... از همین روش منافقانه ات همین انتظار می رود که آیات روشن خدا را تفسیر به رای کنید. یعنی به قمیمت ارزان (آتش جهنم) بفروشید. شما در آیه ی پنج سوره قضیه را فیصله داده اید و بقیه سوره را به نحوی پیچانده اید. اما اگر در آیه ی 5 سوره تحریم قضیه فیصله یافته پس چرا لحن خداوند ملایم نشده؟ و اما خیلی حاشیه رفته ای. تفسیر المیزان بخوان تا کمی سواد یاد بگیری. سوره را پاره پوره کرده ای و توی دهانت چرخانه ای طوری که برخی را خورده ای گویا! شرم باد بر شما که تفسیر به رای می کنیدو برای تبرئه ی عایشه آیات خدا را می چرخانید.

چهارشنبه 1 آذر1391 ساعت: 1:22 توسط:مطیع قرآن/2

من با این پست قانع نشدم. تفسیر نمی خواهم از اول هم گفته ام من یه سوال دارم اینکه آیه ای برایم معرفی کنی که دران توبه ی آن دو زن و بخشش خداوند این دو زن را بخاطر جرمی که در این سوره(تحریم) بیان شده آمده باشد. زیرا این از عدل خدا به دور است که آبروی بنده ی مومن و درستکارش را به شک و شبهه بسپارد. مگر نه این است که آبروی مومن آبروی خداست. یا اینکه شما این مسئله را قبول ندارید؟ پس بنا بر اینکه آبروی مومن آبروی خداست نباید خداوند مسئله ی به این مهمی را در لفافه بپیچد و واضح و روشن بیان نکند. چنان که عده ای در گمراهی بمانند.این با عدل خدا سازگار نیست . چطور وقتی خدا می خواهد تبهکاری بنده ی مومنش را فاش کند چندین آیه (یک سوره ی تمام) با لحن تند در آن باره حرف می زند اما به توبه کردنشان و بخشیده شدنشان که می رسد آن را لای لفافه می پیچد تا عده ای کشف کنند. خدا حرفی را شروع کرده بود و باید تمام هم می کرد. دیگر لفافه چه معنی دارد اینجا؟خداوند که با کسی رو درواسی ندارد می توانست همانطور که آبرویشان را برده به همان نحو هم با ملایمت از آنان یاد کرده و توبه شان را به ما بیان می کرد اطلاع می داد که بخشیده شده اند. در حالیکه می بینم لحن سخن بعد از آیه ی 5 تند تر هم می شود!!!وقتی جرمشان را آشکارا بیان کرده توبه شان و فضیلت آن را هم باید آشکا را بیان می کرد دیگر پیام ضمنی لزومی نداشت. به هر حال آیه ای واضح در این باره نازل نشده است. و رفتار های بعدی عایشه نیز گواه همین مطلب است که توبه نکرده بوده . آنجا که جنازه ی امام حسن(ع) را دستور می دهد تیر بارانش کنند که ایشان بنا بر نص صریح قرآن پسر پیامبر بوده و جز ذوی القربی حساب می شد که در قرآن از مومنین خواسته شده تا به ایشان محبت بورزند. امام حسنی که سید جوانان اهل بهشت است و در آیه ی مباهله مورد توجه خاص خداوند بوده است.آنچه از امام حسن (ع) گفتم همگی واضح و روشن هستند و غلو نمی کنم و جای هیچ شک و شبهه ای نیست کهآیات روشن قرآن مبنای حرفهایم هستند نه تفسیر به رایم. شما حرفهایتان را زدید و من نیز حرفهایم را در این مورد گفتم. والسلام.

چهارشنبه 1 آذر1391 ساعت: 16:4 توسط:مطیع قرآن

با سلام ببخشید که دوباره مزاحمتان شدم از نرم افزار نمی شه کپی کرد بنا بر این تفسیر المیزان رو احیانا اگر نخوندید آدرسی براتونمی ذارم اینجا بد نمیشه اگه اون رو هم بخونید. همنچنین من خودم هرجا تفسیر سنس باشه می خونم و از میانشان بهترین و درست ترین رو انتخاب می کنم. آیا بخاطر انتخابم باید توهین شوم.هرکس پاسخگوی اعمال خودش خواهد بود. من نمی توانم آیات صریح قرآن رو نادیده بگیرم و به هر قیمتی بخوام تبرئه ی عایشه رو از میونشون بیرون بکشم.یا حق

تفسیر المیزان سوره ی تحریم

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 1:41 توسط:مطیع قرآن

جالب است که هم گناه کشته شدن امام حسین را گردن شیعه می اندازید در حالیکه همه جا جار می زنید شیعه پانصد ساله است. هرجا حرفی به نفعتان باشد به کار می برید. اصلا درست باشد غلط باشد. من اصلا شک دارم که در سر شما جماعت سنی عقل وجود داشته باشد. شاید لحظه ای مست می شوید مثل مولایتان عمر و بعد حرفی از دهانتان در می آید. همین که عمر به پیامبر(ص) تهمت هذیان گویی می زند و عایشه با علی(ع) می جنگد و هم او جنازه ی پسر پیامبر را تیر باران می کند و ابوبکر فاطمه(س) را می آزارد و عثمان معاویه ی حرامزاده را که به چهار پدر بزرگوار(!!!) نسبت داده می شد را به حاکمیت نصب می کند و نتیجه ی همین کارش به وقوع کربلا منجر می شود... و با اینهمه باز هم ادعا یتان پشت فلک را خم می کند!!! باید به اینهمه عقل و شعورتان آفرین گفت!!! امام زمان ما خواهد آمد و خدا صابران را دوست می دارد. امیدمان به خداست از دست شما وهابی ها که ما را می کشید تا بهشت را بخرید. و نمی دانم علمایتان از کجای قرآن چنین فتوایی را استخراج کرده اند. و همین کارهای شماست که دنیا را به اسلام بد بین کرده است جناب! اسلام را دین خشونت معرفی کرده اید . کجا دیده اید که شیعیان سنی ها را بکشند. از اینکه حرکت محمد عبدالوهاب را بر حرکت امام حسین ارجحیت م یدی هم معلوم است که حسین (ع) در نزد شما منزلتی ندارد. فقط ادعا می کنید. و در ضمن بگویم که حسین را شیعیان نکشتند بلکه شیعیان همان کسانی بودند که در رکابش جان دادند. حضور بی سوادتان برسانم که شیعه از ریشه ی کلمه ی شیع می آید که به معنی مشایعت و یا همان همراهی کردن است. پس آنهایی که او را در کربلا یاری کردند شیعه بودند نه سنی به آن معنا که شما هستید. البته مذهب شیعه به سنت پیامبر عمل می کند نه شما که خودتان را سنی نامیده اید. سنی واقعی همان شیعه است که قرآن و اهل بیت پیامبر را رها نکرده و در همه چیز پیرو این دو ثقل گرانبها می باشد. وب سایت ایمیل

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 2:3 توسط:مطیع قرآن

و آری دوستدار حسن و حسین(علیهم السلام) دوستدار پیامبرند...

اما ام المومنین شما عایشه آنها را دوست نمی داشت. شما پیروی او را می کنید....اشاره به تیر اندازی به سوی جسد مبارک آن حضرت ... و اجازه نداد ایشان در جوار جدش دفن شود... و شما برای توجیه کار مادرتان عایشه به این نکته اشاره می کنید که امام برای عایشه نامحرم بود ... اما آدم دروغگو که حافظه ندارد خودتان می گویید که مردگان هیچ درکی از این عالم ندارند.... البته وقتی ما به این کار عایشه می خندیم شما ما را به فاطمه هشدار می دهید که ایشان از کور( که نمی بیند) حجاب می گرفت در حالی که شما اصلا فرق بین زنده و مرده را نمی دانید.... شما خیلی جاها به ما طعنه می زنید که شیعه فرق بین مرده و زنده را نمی داند ولی اینجا این دو مطلب را با هم قاطی می کنید. فاطمه از یک آدم زنده خود را می پوشانید که فقط بینای نداشت اما این دنیا را درک میکرد و بویای اش کار میکرد و می توانست عطر بدن یک زن را بفهمد و درک کند!!! و باز هم آری همین امروزه وضعیت قبرستان بقیع خوب نشان می دهد که جایگاه اما امام حسن(ع) در نزد شما چیست (!!!)در حالیکه برای صحابه ی کرامتان (گزیده هایی که موافق جریان سقیفه بودند) چه بارگاه ها که نساخته اید!!! اگر بارگاه ساختن گناه است پس چرا پس چرا فقط در مورد اولاد پیامبر اکرم قدغن می شود ولی برای دشمنان ایشان مثل خالد بن ولید جایز است؟!

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 17:34 توسط:مطیع قرآن/1

وای بر کسانی که حق را کتمان می کنند و حرف خود را به عنوان حق جلوه م یدهند.

اگر حق بودی از فاش کردن کامنتهای من واهمه نداشتی. چون حق نیستی آنها را مخفی نگه می داری. و این دور از عدالت است. شما می دانید نخواهید توانست پاسخ حرف هایم را بدهی مثل بقیه ی دوستانت و حتی علمایت که همیشه از مناظره های حضوری فرار می کنند... و لی وقتی تنها می شوند کلی میتوانند ارجیف ببافند و به عننوان مقاله ی تحقیقی به خورد عوام بهند. منطق علمای سنی به درد کسانی می خورد که با شیعه آشنا نباشند و و سوا کافی و قدرت تعقل بالایی برخوردار نباشند و تنها حرفهایی اینها را بشنوند. وگرنه خیلی از همین مردم عوام که مدتی با شیعیان اشنا می شوند شیعه می شوند. توشش هم که ادعا می کنی شیعه بودی بعد سنی شدی اینطور نیست.

اگر معرفت داشتی شیعه می ماندی وگرنه هیچ عقل سلیمی این حرفهای وبلاگ تو را نمی پذیرد. خوب است این سوال را از خودت بپرسی و به دنبال سیمای حضرت فاطمه در کتابهای سنی نگاه کنی.ما قدر و منزلت حضرت زهرا را خوب می دانیم در آیه ی مباهله و سوره ی کوثر... وشما پیرو زنی که صاحب سوره ی تحریم است. راستش ابن ملجم ملعون هم کلی عبادت می کرد حتی خیلی بیشتر از من و تو اما... پس به عبادت و لذت عبادتهایت غره مشو. شمر ملعون کسی بود که در جنگ صفین در رکاب علی(ع) جنگیده و به درجه جانبازی هم رسیده بود. پس ما به عناوین نگاه نمی گکنیم بلکه اعمال اشخاص ملاک قضاوت ماست قرآن در دیدگاه شما ارزشی ندارد.تو آن دهن کجی بزرگ را نسبت به قرآن روا می داری پس تو هستی که تنها ادعای تو خالی اطاعت قرآن می کنی نه من... این تو هستی که نافرمانی قرآن می کنی نه من.

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 17:36 توسط:مطیع قرآن/2

من طبق آیه ی مباهله به کسانی که در نزد خداوند عزت دارند و آبرومند هستند محبت می ورزمم و با کسانیکه آن پنج تن را دوست ندارند دوست نمی دارم اما شما عایشه را که حسن(ع) را دوست نمی داشت ( تیر بارنش کرد) و بر علی(ع) خروج کرد و ابوبکر را که فاطمه (س) را آزرد و عمر را که تهمت هذیان گویی به صاحت مقدس پیامبر که مصداق آیه ی ( ماینطق الهوی) است داد دوست می دارید.... اصلا شما با خود پیامبر هم مشکل دارید. اگر علی(ع) نبود شما به خود پیامبر توهین می کردید. و مطمئن باش که علی(ع) هنوز هم در جای پیامبر خوابیده است تا آسیبی از جانب شما منافقان امتش به ایشان نرسد. در لیلت امبیت از کفار نجات داد اما حالا همه ی تهمت ها را به جان می خرد و همه ی مظلومیت ها را هم تحمل می کند تا با پیامبر کاری نداشته باشید. شما جماعت منافق اگر علی نبود پیامبر را تکه تکه می کردید. این علی(ع) است که با همه ی ابهتش دشمنان (شما) حتی نمی توانید فضایلش را نفی کنید. و این عظمت شخصیت ایشان است. حال تو نافرمان هستی یا من. راست می گویی همه ی کامنتهایم ( تاکید می کنم همه شان را) را تایید کن و گرنه بر هر دو مان معلوم است که خودت را گول می زنی. من خواستم فقط به خودت ثابت کنم و هشدار دهم تا در آن دنیا بهانه نداشته باشی که کسی به من نگفت... ظاهرا هم اینجا نمایش پیروزی در می آوری مهم نیست. تو و دوستانت خودتان را با این کار خوشحال کنید مهم نیست. من آنچه را که باید انجام دادم. خواه پند گیر خواه ملال. فکر کنم دیگر کافی باشد مگر اینکه روش عادلانه ای در اینجا ببینم. والسلام.

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 18:10 توسط:مطیع قرآن

در حقیقت من با قرآن قانع می شوم اما با حرفهای تو نه! در حقیقت تو حرفهای خودت را به نام قرآ« می زنی. زیرا قرآ« در آیه ی مباهله نام پنج تن را یکجا آورده و علی(ع) رانزدیکترین فرد به پیامبر معرفی کرده حال تو به زور می خواهی قبول کنم که عمر نزدیکترین فرد به ایشان بوده. خنده دار نیست آیا! این ت.و هستی که می خواهی فقط حرف تو را بزنم. من حرف قرآن را می زنم نه حرف تو را. در حیث عقد اخوت پیامبر عمر را با ابوبکر عقد اخوت بست. و وقتی علی گفت:ا رسول الله ! قلبم از جا در مي‌آمد كه ديدم بين همه صحابه عقد اخوت بستي مثلاً بين سلمان و ابوذر ، بين ابوبكر و عمر و امثال اينها ولي بين من و بين كسي صيغه برادري نخواندي ، مرا برادر نكردي . فرمود: قسم به خدائي كه مرا به حق مبعوث فرموده اگر تو را با كسي برادر نكردم ، تو را براي خودم ذخيره كرده‌ام تاخير انداخته بودم.جايگاه تو نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به حضرت موسي است.علي جان تو برادر مني، تو شايستگي داري كه با من عقد برادري و أخوت برقرار كني، و وارثي تو وارث من هستي.اميرالمؤمنين عرض كرد: يا رسول الله، من وارث تو هستم، چه چيزي از تو ارث مي‌برم؟ مال و منال؟ حضرت فرمود: آنچه كه اوصياي پيامبران گذشته از پيامبران ارث مي‌بردند تو هم همان را از من ارث مي‌بري.امير مومنان عرض كرد: ارث پيامبران قبل از تو چه بود؟حضرت فرمود: اينها كتاب پروردگارشان و سنت پيامبر خودشان را براي اوصياي خود ارث مي‌گذاشتند.علي جان تو در قصر بهشتي و در باغهاي بهشتي با من هستي در معيّت حضرت فاطمه دختر من و فرمود: توهم برادر من هستي و هم رفيق و دوست من هستي. جناب! اینها در کتابهای خودتان نوشته اندو ما نیز قبول داریم اما شما کورید و نمی بینید. و هر وقت به رختان می کشیم با بهانه هایی پیام این روایات را تحریف می کنید و یا به سندشان ایراد می گیرید. خلاصه هرچه به دردتان بخورد صحیح است و هرچه به ضررتان باشد حتما باید ایرادی به سندش وارد کنید. شما حتی زشت ترین فحش ها را به زبان پیامبر می آورید و به عنوان حدیث صحیح نقل می کنید.شرم نمی کنید که درآ« دنیا با چه رویی به صورت پیامبر خواهید نگریست.

سلام

به اذن الله تعالی

با تاسی از این آیه زیبا

------------------------

سوره ی توبه آیه ۴۰

إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ

لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ

كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۴۰﴾

اگر او [پيامبر] را يارى نكنيد قطعا خدا او را يارى كرد هنگامى كه كسانى كه كفر ورزيدند او را [از مكه] بيرون كردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار [ثور] بودند وقتى به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‏ديديد تاييد كرد و كلمه كسانى را كه كفر ورزيدند پست‏تر گردانيد و كلمه خداست كه برتر است و خدا شكست‏ناپذير حكيم است (۴۰)

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 2:34 توسط:مطیع قرآن

آری در حالیکه ابوبکر در غار و در کنار پیامبر با دیدن معجزه ی به آن بزرگی( تارعنکبوت و تخم پرنده ی وحشی روی آن) می ترسید ( به جای اینکه یاور پیامبر باشد) علی (ع) بی هیچ ترسی به جای پیامبر در رخت خواب ایشان خوابیده بود که احتمال کشته شدنش بسیار بود و بی هیچ معجزه ای نمی ترسید. که البته ایمان درجاتی دارد که ایمان ابوبکر به اندازه ی علی نبود تا لیاقت خوابیدن در بستر پیامبر را داشته باشد . جانش را در طبق اخلاص تقدیم برادرش (پیامبر) کند... یعنی شما جماعت سنی مقام ترس ابوبکر را برایش فضیلت می دانید و آن شجاعت علی(ع9 را هیچ نمی بینید. و از این موضوع خیلی در عجبم خیلی!!! و آری از هرجای قرآن که بخواهی پاسخی در می یابی اما افسوس برای عناد پیشگان.امیدوارم شما از آن دسته نباشید. وب سایت ایمیل

سوره ی آل عمران آیه ۱۱۹

هَا أَنتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِۚ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿١۱۹)

هان، شما كسانى هستيد كه آنان را دوست داريد، و [حال آنكه‌] آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه كتابها[ى خدا] ايمان داريد؛ و چون با شما برخورد كنند مى‌گويند: «ايمان آورديم.» و چون [با هم ]خلوت كنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را مى‌گزند. بگو: «به خشم خود بميريد» كه خداوند به راز درون سينه‌ها داناست.

 

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 10:33 توسط:مطیع قرآن

سلام

و آیه (119آل عمران) مسلمانان را از دوستی کردن با یهودی ها و در میان گذاشتن اسرار خود باآنان بر حذر داشته منع میکند اما دولتهای سنی همه از ترس با این دشمنان که به ظاهر دوستند و در باطن سرانگشتان خود را از خشم می گزند آنچنان دوستی می کنند که بر سر آن هم مسلکان خود را فدا می کنند. بجای اتحاد با شیعیان آنان را می کشند تا یهود خشنود شوند.این سنی ها کشانی را دشمن می دارند که پنج تن آیه ی مباهله را دوست می دارند و از آنان پیروی می کنند. و این یعنی خواسته ی همان یهود... یعنی به زمین دشمنشان شخم می زنند! و کار آنان را آسان می کنند... و این ابلهان فکر می کنند به مسلمانان مشرک می جنگند!که البته این طور نیست بلکه این ها را نه یهود دوست می دارند و نه خدا واین قافله از اینجا مانده و از آنجا رانده اند. یهود وستشان ندارد و درآ« دنیا هم خدا اینها را از خود خواهد راند. وای بر حالشان که مسلمان کشی می کنند به نفع یهود! وب سایت ایمیل

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 10:48 توسط:مطیع قرآن

در خانه اگر کس است یک حرف بس است. می خواهی قرآن را ختم کنی تا روشن شوی؟!!! اینکه با اینهمه دلیل واضح قرآنی نمی خواهی باور کنی و می روی تا بهانه های بنی اسرائیلی ات را بتراشی و یا از استادانت بپرسی خود گویای همه چیز است غیر از موحد بودنت. اگر جواب ی بود می دادی. البته روایات و تفاسیرتان همه مبتنی بر نفاقتان است نه ایمان. وب سایت ایمیل

مدعی مطیع بودن قرآن

چقدر حرف میزنی

این تویی که برای هر آیه ای می نویسم ان قلت میاری

چه چیزی رو میخوای دیگه قبول کنی

وقتی هیچ چیز رو قبول نداری ... خوب دقت کن

لعن الله الیهود و النصاری إتخذوا قبور أنبیائهم مسجداً(صحیح بخاری، ج2، ص88)

والا ، و انّ من كل قبلكم ، كانوا يتّخذون قبور انبيائهم و صالحيهم مساجد اَلا فلاتتّخذوا القبور مساجد بدانيد كه قبل از شما كساني قبر پيامبر و انسانهاي شايسته خود را مسجدقرار مي دادند .

هشيار باشيد كه شما چنين نكنيد.

صحيح بخاري : 2/111 كتاب الجنائز

سنن نسايي : 2/871

صحيح مسلم : 2/68 كتاب المساجد، باب « النهي عن بناء المساجد علي القبور

باز هم باور نمی کنی

............ تو و امثال تو به کدامیک از اینها عمل کرده ای ......این هم از کتب شیعه که هم منبع شیعی بهت داده باشم و هم منبع اهل سنت .........

امیر المومنین علی (رضی الله عنه) فرمود: پیامبر (ص) مرا برای تخریب قبرها و شکستن تصاویر (تصویر اشخاص وبتها) فرستاد.

۱- قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع): بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي هَدْمِ الْقُبُورِ وَ كَسْرِ الصُّوَرِ (کتاب کافی جلد 6، ص 528/ سند: صحیح)امیر مومنان علی (رضی الله عنه) فرمود: پیامبر مرا به مدینه فرستاد و گفت: همه تصاویر را پاک کن و همه قبرها را صاف کن. ( برخی ادعا می کنند که منظور از تسویه قبور فقط یک سطح کردن قبرهای مرتفع با بقیه قبرهاست ولی به قرینه حدیث نخست واضح است که منظور تخریب قبرهاست)

ابو عبدالله ( منظور امام جعفر صادق رضی الله عنه) فرمود: روی قبر ابراهیم پسر پیامبر خدا (ص) شاخه خرمایی گذاشته شد که روی قبر سایه انداخته بود و سایه اش با چرخش خورشید در گردش بود و هنگامی که این شاخه خرما خشک شد قبر نیز محو گشت و دیگر مکانش معلوم نشد!
( دقت کنید که این اتفاق در زمان پیامبر (ص) اتفاق افتاد و پیامبر نه سنگی بر قبر زد و نه ساختمانی و نه ضریحی و در همان زمان پیامبر شاخه خرما خشک شد و مکانش گم شد.)

علی ابن جعفر می گوید که از امام موسی کاظم (رضی الله عنه) پرسیدم که آیا ساخت ساختمان روی قبرها و نشستن بر آنها و گچ و خشت مالی آنها جایز است؟ فرمود: ساختن بنا بر قبرها جایز نیست و نشستن بر روی آنها و گچ مالی و خشت مالی آنها نیز جایز نیست.

امام جعفر صادق (رضی الله عنه) فرمود: روی قبرها بنایی نسازید و روی سقف خانه هایتان نقش (حیوانات و انسان) نزنید زیرا پیامبر خدا (ص) این کار را نمی پسندید.
همه این احادیث با سند صحیح در کتب شیعه وجود دارد و آنها را نه از کتاب ابن تیمیه و نه محمد بن عبدالوهاب آورده ایم. جالب است بدانید که در مقابل این احادیث حتی یک حدیث وجود ندارد که در آن پیامبر(ص) یا امامان (رضی الله عنه) به ساخت ساختمان و گنبد روی قبرها دستور داده باشند.

2- قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (رضی الله عنه ): بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى الْمَدِينَةِ فَقَالَ لَا تَدَعْ صُورَةً إِلَّا مَحَوْتَهَا وَ لَا قَبْراً إِلَّا سَوَّيْتَه‏ (کتاب کافی جلد 6، ص 528/ سند: موثق) 3- أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) : كَانَ عَلَى قَبْرِ إِبْرَاهِيمَ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَذْقٌ يُظِلُّهُ مِنَ الشَّمْسِ يَدُورُ حَيْثُ دَارَتِ الشَّمْسُ فَلَمَّا يَبِسَ الْعَذْقُ دَرَسَ الْقَبْرُ فَلَمْ يُعْلَمْ مَكَانُهُ ( کتاب کافی جلد 3 ص254/ سند: صحیح) 4- عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى (رضی الله عنه) عَنِ الْبِنَاءِ عَلَى الْقَبْرِ وَ الْجُلُوسِ عَلَيْهِ هَلْ يَصْلُحُ قَالَ(ع) : لَا يَصْلُحُ الْبِنَاءُ عَلَيْهِ وَ لَا الْجُلُوسُ وَ لَا تَجْصِيصُهُ وَ لَا تَطْيِينُهُ (التهذیب جلد1 ص 461 سند: موثق) 5- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (رضی الله عنه) قَالَ: لَا تَبْنُوا عَلَى الْقُبُورِ وَ لَا تُصَوِّرُوا سُقُوفَ الْبُيُوتِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَرِهَ ذَلِك‏

(التهذیب جلد 1 ص 461/ سند: صحیح)

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 20:4 توسط:مطیع قرآن

آیا تو قران را هم اینطوری می خوانی؟ من کجای حرفهایم تو را وهابی خطاب کرده ام؟ اگر داری همه اش را بخوان. ان قلت را هم تو می آوری نه من. آیا توانستی آیه ای برای تبرئه شدن عایشه برایم بیاوری؟ نه. اما باز هم حرف خودت را می زنی. آیا توانستی ثابت کنی که عمر از همه به پیامبر نزدیکتر است یا نه؟ خب قبول کن نتوانستی. لازم نیست به خودت اینهمه زحمت بدهی برای نوشتن و توجیه خودت. فقط آیه ی مربوطه را تایپ کن و خلاص شو وگرنه دیگر جای بحث که نداریم. این تویی که ان قلت می آوری. قبلا هم گفته ام برایم اصلا مهم نیست که دیگران از حرفهای یک طرفه ات چه قضاوتی برایم می کنند.

اگر تلاش می کنی مرا عصبانی کنی من خیلی صبورم جناب. هرکس دران دنیا با محبوب خود محشور خواهد شد. پس خوب است در حقت دعا کنم با عایشه و ابوبکر و عمر محشور شوی؟؟؟ خب شما که فاطمه را از عایشه کمتر می دانید و ابوبکر را از مقام بالاتر از علی ( خبر دارم از کتابهایتان) پس موفقید! من مطیع قرآنم و توجیه سرم نمی شود آیه می خواهم که صراحتا بخشیده شدن عایشه را بیان کند. خداوند هیچ وقت آبروی مومن را نمی برد. اگر هایشه مومن بود هرگز خداوند در باره اش به این تندی حرف نمی زد و یا اگر هم می زد حتما بخشیدنش را هم می گفت تا آبرووی عایشه را حفظ کند. نکند شما به ستارالعیوب بودن خداوند شک دارید. واقعا تعجب می کنم آیا شما فکر میکنید اینها ان قلت است!!! وب سایت ایمیل

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 23:4 توسط:مطیع قرآن

آیات قرآن را رها کرده ای و به روایات چسبیده ای... از قرآن بریده ای م یفهمی یعنی چه؟ وب سایت ایمیل

ای کسی که به مادر مومنان بی حرمتی می کنی ...

1 -اى پيامبر ! چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده به خاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مى‏كنى ، و خداوند غفور و رحيم است.

2 -خداوند راه گشودن سوگندهايتان را ( در اين گونه موارد ) روشن ساخته و خداوند مولاى شماست و او عالم و حكيم است.

3 -به خاطر بياوريد هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت ، ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد گفت چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخته ؟ فرمود خداى عالم و آگاه مرا آگاه ساخت !

4 -اگر از كار خود توبه كنيد ( به نفع شما است ) زيرا دلهايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضد او دست به دست هم دهيد ( كارى از پيش نخواهيد برد ) زيرا خداوند ياور او است ، و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح ، و فرشتگان بعد از آنها پشتيبان او هستند

5 -اميد است اگر او شما را طلاق دهد پروردگارش بجاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد ، همسرانىمسلمان ، مؤمن ، متواضع ، توبه‏كار ، عابد ، هجرت كننده زنانى ثيبه و باكره.

سوال اینجاست آیا پیامبر زنانش را که رازش را آشکار کردند طلاق داد؟

آیا شما خطا نمی کنید ... البته که می کنید... اما شما راه توبه را نمی دانید و توبه کردن برایتان سخت شده است .... انقدر دنبال توجیهات هستید که خود را نمی بینید ....

پس چرا دوباره به سرو سینه می کوبید ...

آیا شما که میگید مطیع قرآنی از رسول الله ص بیشتر می فهمید ؟

آیات قرآن پاسختان را داده ... آیه ۱ تا ۵ تحریم در آن جوابتان هست ...

اما شما ناباورانی مدعی هستید

در ضمن دنبال آیه حمایت الله از عایشه می گردی ...

باشد برایت می آورم ...می خوام ببینم باز ان قلت میاری ... که اگر میاری یعنی جوابت اینه که خدا هم نعوذبالله اشتباه کرده ... وای بر شما ...کی می خواهید خود را با قرآن آشتی دهید ....

با حوصله این چند آیه را بخوان تا بفهمی سزای تهمت زننده به امهات مومنین چیست ؟ کدام سنی را دیدی که به آل بیت توهین کند ...

کدام سنی را دیدی که به مادرمان فاطمه رضی الله عنها توهین کند ...

کدام سنی را دیدی که به خلفا و صحابه توهین کند ؟

چشمانت را باز کن و ایات زیر را با حوصله بخوان ... مطالبی که در این جا نوشته ام را از بالا تا پایین بخوان و در موردش فکر کن .. تو خیلی متعصبانه رفتار می کنی برای همین فقط مدعی قرآنی نه مطیع ... اگر مطیع بودی ... به آیات قرآن احترام می گذاشتی ...

بخوان و درنگ کن

إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۱﴾

در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت (۱۱)

لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ﴿۱۲﴾

چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است (۱۲)

لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿۱۳﴾

چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند(۱۳)

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۴﴾

اگر فضل خدا و رحمتش در دنيا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختيد به شما عذابى بزرگ مى‏رسيد (۱۴)

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ﴿۱۵﴾

آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود (۱۵)

وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ﴿۱۶﴾

و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است (۱۶)

يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷﴾

خدا اندرزتان مى‏دهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد (۱۷)

وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۱۸﴾

و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مى‏كند و خدا داناى سنجيده‏كار است (۱۸)

إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ﴿۱۹﴾

كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع پيدا كند براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مى‏داند و شما نمى‏دانيد (۱۹)

در ضمن من برایت قرآن هم آوردم ولی برای اطلاع شما از حدیث صحیح هم اوردم تا شاید دیگر ان قلت نیاری ...

از این در عجبم که حتی آیات قرآن را هم قبول نداری

در پایین ایه ﴿۳﴾ زمر را آورده ام ...

از واقعا مطیع قرآنی در مورد آیه زیر فکر کن

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾

[بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم (۵)

این تنها از تو یاری می جوییم یعنی چه ؟ یعنی صدا کردن غیر خدا ؟

چرا همین آیه ای در روز بارها در نماز می خوانید را کمرنگ می بینید ...کمرنگ که چه عرض کنم اصلا نمی بینید ...

باز هم بهانه می آورید از قرآن بگم ... خب از قرآن میگم دیگه ... قرآن شما با ما فرق داره ؟

همین آیات برایت بس است ...

دوشنبه 6 آذر1391 ساعت: 17:31 توسط:مطیع قرآن

سلام خواندم و خواهم نوشت ان شاالله وب سایت ایمیل

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 13:9 توسط:مطیع قرآن

داستان افک قبلا هم گفتم موضوعش فرق می کند واگر کسی بخواهد در باره ی امهات مومنین فکر بد بکند گناه کار است. اما داستان سوره ی تحریم یک داستان دیگری است.

در این سوره(تحریم) خود خداوند گناه را بر آن دو زن می بندد. آیا شما برای خدا هم چهار تا شاهد می خواهی؟؟؟ چرا این دو تا مسئله ی جداگانه را قاطی می کنی؟ تویی که برا ی حرف خداوند ان قلت می آوری. نه من. ماجرای افک چیز دیگری است و من هم در باره اش حرفی ندارم. حرف من در باره ی اتهام سوره ی تحریم است. خداوند ستار العیوب است. مگر اینکه فردی از حدود الهی خارج شود که در سوره ی تحریم خداوند نشان می دهد که عایشه و حفصه از حدود الهی تخطی کرده بودند و خداوند سرجایشان نشاند. البته آیه ی 5 یک تهدید است نه پیشنهاد. و با این تهدید آنها نه اینکه توبه کرده باشند بلکه از ادامه ی کارشان دست برداشتند زیرا اگر چنین نمی کردند عقوبت سختی در انتظارشان بود. حال شما بگویید چرا و به چه دلیل خداوند از توبه ی آنها یادی نکرده. خوب هرچیزی دلیل دارد. آیا نمی اندیشید؟؟؟ چرا بر اساس حدس و گمانتان حرف می زنید. اینکه پیامبر آنها را طلاق نداده است دلیل نمی شود که آنها توبه کرده باشند. گذشته از این حرفها آنچه مسلم است گناه نکردن فضیلتی برای آدم نمی آورد. چه بسا شما فضیلت علی را در دادن زکات حین رکوعش و ایمان او را در هنگام طفولیتش و خیلی فضایل دیگرش را کم اهمیت جلوه م یدهید پس چطور به عایشه و حفصه که می رسد توبه از گناهش را( اگر توبه ای در کار باشد) فضیلت به حساب آورده وآنها را از بهترین زنان می دانید.. خبر دارم از تفاسیرتان . دور از انصاف نمی شود اگر تصور کنیم که شما خداوند را تهمت زننده به این دوزن می پندارید و بعد خداوند مردم را از تهمت زدن برحذر می دارد که این با عقل سلیم باور کردنی نمی باشد چه برسد به ذات اقدس الهی !

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 13:10 توسط:مطیع قرآن/2

نه در خود سوره و نه در روایات هیچکدام از اینکه مردم تهمتی به آن دو زن روا داشته باشند صحبتی نشده است پس با این حساب چطور خداوند مردم را از تهمت زدن به آنها حذر می کند اصلا مردم که از این مسئله خبر نداشتند و مسئله ای کاملا خصوصی بود.مردم غیب نمی دانستند که حفصه و عایشه بر علیه پیامبر اتحاد کرده اند. هرچند اگر هم چنین خبری از جایی به آنها می رسید و در باذه اش حرف هم می زدند تهمت نبود بلکه بیان حقیقت بود. آیا انکار می کنید که چنین حقیقتی وجود داشته. پس ثابت می شود که چنانچه مردم پشت سر آن دو زن حرف زده باشند هرگز تهمت به حساب نمی آید تا خداوند هم بخواهد مردم را توبیخ کند. آیا تا بحال از خوتان پرسیده اید که چرا خداوند این مسئله را باز کرده و به مردم همه ی زمانها باز گئ می کند؟.... البته شما می گویید خداوند خودش تهمت را زده(استغفرالله) و خودش هم تهمت زنندگان را توبیخ کرده است!!! آفرین به این تفسیرتان اگر در آیات دقت کنید خداوند فقط پیشنهاد توبه داده است و نگفته است اگر توبه کنند طلاق داده نمی شوند. و انجام توبه تنها آنها را از اتفاق بد که عذابی است دردناک مصون می داد( که البته هیچ اشاره ای بعد از سوره ی تحریم به توبه ی این دوزن نشده است) و بعد آنها را به این حقیقت آگاه ساخته است که زنانی بهتر از آنها هم وجود دارد و اگر طلاقی صورت بگیرد خداوند بهتر از آنها را به ازوداج پیامبر گرامی اش در می آورد. با این حرف ها خداوند خواسته است آنها را سر جای خودشان بنشاند نه اینکه مفسران شما می پندارند عزت داده با شد. معمولا یک مدیر خوب وقتی می خواهد کارمند خوبش را از کار بدی که مرتکب شده و به زیان شرکت می باشد آگاه کند هرگز نمی آید میان جمع تمام آبرویش را ببرد چنانکه حتی عذرخواهی آنها را هم اهمیتی ندهد. اگر از یک مدیر چنین رفاری را دیدیم حتما باید به عدالت او شک کنیم. مسلم است که هیچ مدیری خوبی کامند خوبش را چنین بی مهابا توبیخ نمی کند آن هم به جرم خیلی کوچکی!

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 13:10 توسط:مطیع قرآن/3

آری شما هم آن دو زن را بهترین بندگان خدا می شمارید( یعنی کارمند خوب) و هم جرمشان را خفیف جلوه می دهید و عدالت خداوند را هم زیر سوال می برید که به خاطر چنین جرم کوچکی( متحد شدن برضد پیامبر و نافرمانی از دستور پیامبر مبنی بر رازداری را از گناهان صغیره می پندارید) و خداوند برای یک گناه صغیره (!!!) هوار زده و همه ی مردم دنیا(از آن روز تا قیامت) را از این مسئله آگاه ساخته و حتی به توبه ی آنها هم اشاره ای نکرده است. که در حقیقت این تصور شما از این سوره چنین بر می آید که شما کار خدا را عبث و بی هوده می پندارید.

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 16:10 توسط:مطیع قرآن

نه ما و نه علمایمان آنجا نبوده ایم ولی گویا علمای شما آنجا بوده اند که از توبه ی آن دو زن خبر می دهند!!!

برای اینکه کاملا در مورد آیات سور ه تحریم اگاه بشید و تفسیر به نفس نکنید

الله سبحانه و تعالی حکم چند مطلب را به رسول الله ص آموزش داد

البته شما برای همین مطالب هم باز توجیهان بی دلیل می آورید ...

اما بنده با همان آیات جوابتان را دادم ...

۱. الله می فرماید : حلال کرده ... همان زنان را می گوید

اگر داستان را بدانی : رسول الله ص ۱ ماه از آنان کناره گرفت ...

حمایت الله را از هم زنان و هم رسول الله ببین

شاید بالاخره چشمانت را باز کنی :

خدا بر تو حلال كرده

در حالی که اگر الله می خواست آن زنان را بر رسول الله ص حرام کند به صراحت می گفت

باز در حالی که الله مثال های زیادی در باب حرام و حلال مسائل فرموده...

چرا بر الله افترا می زنید ...

۲- الله سبحانه و تعالی می فرماید : سوگند خوردن و حرمت قسم را می گوید ...

یعنی وقتی پیامبر خواست عهدی از کسی بگیرد به روش سوگند حقیقی به نام الله بگیرد

۳.در آیه ی سوم الله خطای افشای راز را متذکر می شود ...

۴.در آیه ی بعد شرایط توبه را شرح می دهد ...

۵. و در آیه ۵ به رسول الله ص پیشنهاد میدهد ...

که اگر توبه کار نبودند طلاقشان بده ...

سوال از شما ؟ چرا پیامبر آنها را طلاق نداد در حالی که الله وعده ی بهتری به او داد ...

این نشان میدهد که هم الله و هم رسولش توبه زنان را پذیرفته اند ... شما باز با وقاحت به زنان رسول الله ص توهین می کنید ...

براستی اگر زنان رسول الله ص بد باشند ...

جواب این آیات را چه میدهید ...

زنان پاک با مردان پاک

زنان پلید با مردان پلید خواهند بود ...

آیا قانع شدی ... مدعی اطاعت از قرآن ...

خیلی بنده رو ببخشید ولی مثل شما مثل کسانی است که :

سوره ی جمعه آیه ی ۵

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵﴾

مثل كسانى كه [عمل به] تورات بر آنان بار شد [و بدان مكلف گرديدند] آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‏كشد [وه] چه زشت است وصف آن قومى كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى‏نمايد (۵)

در ضمن بنده تفسیر نمی کنم ... بنده طبق تاریخ صحیح و روایات صحیح و اسناد صحیح از زندگی رسول الله ص و امامان اهل بیت ما اهل سنت و صحابه گرامی برایتان مطلب می آورم ... اما شما فقط از نفس و دل خود می نویسید ... و با قرآن بازی می کنید ... و فقط تقلید را بر تحقیق ترجیح می دهید ...

بدانید قرآن به زبان ساده مطالب را بیان کرده ...

شما و علمایتان حتی در مورد مسائل بسیاری نمی توانید به قرآن استناد کنید ... چون به ضرر دین ساختگیتان است ...

آیا باز هم باور نکردید ...

جالب است که اکثر شما مدعیان تشیع قرآن را هم به نفع خود می خواهید و هر جا که مورد پسندتان بود به نفع خواسته های خودتان تفسیر و تعبیر می کنید .... وای بر شما غالیان که به نام دین هوستان را پیش می برید ...

باز هم می گویم قرآن را تقسیم نکنید

آیه ۹۰ تا ۹۲ حجر را بخوانید

آیا این برای شما گنگ است یا خود را به گنگ بودن زده اید که خزعبلاتی را برای دفاع از تعصب

خود آورده اید ... نکند شما هم معتقد به سخت بودن و غیر قابل فهم بودن قرآنید ...؟

شما را باز به وجدانتان وا گذار می کنم ....

و به تفکر

و بدان با آنکه خواستم طبق گفته هایت پیش بروم

بدان عایشه در این ماجرا نبوده است ... و تو گمراه تقلیدی از علمایت بوده ای //

اصل روایت را برایت باز گو خواهم کرد

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 23:22 توسط:مطیع قرآن/1

قیاس باطل را شما می کنید که خدا را ظالم فرض می کنید و آن دوزن را بی اجازه ی خدا می بخشید. این شمایید که قرآن را به مصلحت مذهبتان تفسیر می کنید. خب معلوم است اگر حرف خدا را بپذیری باید از عقایدت دست برداری و این از ازتعصب به دور است. و تعصب مرام شماست. اگر راست می گویی سخن خدا را در باره ی بخشیده شدن آن دو زن بیاور! اینکه به من خرده می گیری که دارم تفسیر می کنم مگر خودت تفسیر نمی کنی هان؟ اما گذشته از تفسیر هر دو مان این انتظار به جایی است اگر بخواهم بدانم که خداوند عادل چرا آبروی زنان مومن پیامبر را برده و خودش تبرئه ی آنها را به عهده نگرفته است. گویا شما کر هستید و نمی شنوید. جناب! چرا خداوند خودش به آنها می تازد و در برابر اتحاد انها برای محافظت از پیامبرش جبهه گیری می کند و بعد مومنین را از تهمت زدن به آنها برحذر می دارد. این نوع تفسیر شما از عقل به دور است. مثل این می ماند که مثلا من به دوستم اتهام می زنم و تهدیدش می کنم و کلی شرط و شروط می گذارم تا دست از فتنه ای که در سر دارد بردارد بعد از دیگران می خواهم که در باره اش فکر بد نکنند ! گیرم که او هم شروط مرا به جا می آورد و من هم به تهدیدم عمل نمی کنم. این دلیل نمی شود که او در دل کینه ای از من نداشته باشد. او فقط از ترسش به صورت ظاهری دست از اقدام اعمالش دست برداشته. و در ضمن آیا می شود به چنین شخصی دوست خطاب کرد؟!!! معلوم است که دیگر دوست من نخواهد بود.

سه شنبه 7 آذر1391 ساعت: 23:23 توسط:مطیع قرآن/2

با فرض اینکه د رمثل مناقشه نیست: خب حالا این واژه ی "من" را بردار و خدا را قرار بده که دارد برای حمایت از حبیبش محمد(ص) از دست زنان فتنه کارش آنها را توبیخ می کند. شما را به خدا دقت کنید این چه کاری است که خداوند خودش به شخصه پا در میانی کرده است. آیا می شود به مسئله ی کوچکی خداوند خودش را و جبرئیل را و میکاییل و صالح مومنان و همه ی ملائکه را به رخ آن دو زن بکشد! آیا جز این نیست که آن ها خطر ناک بودند که خداوند قدرتش را به رخ می کشد؟ آیا به این نمی اندیشید که چرا باید خداوند لشکرش را به رخ دو تا زن بکشد آن هم برای خاطر یک مسئله ی کوچک( که البته شما کوچکش می پندارید)؟!!! شما که ادعای تعقل در آیات قرآن را دارید و هی طلاق ندادن آنها را به رخ من می کشید کمی هم به این مورد بیاندیشید شاید حقیقت دستگیرتان شود. شما نه تنها خدا را تهمت زننده می دانید بلکه کوچک و ناتوان هم می شمارید. الهه ی شما عایشه و حفصه است .. شما باید آنها را نجات دهید ... برای همین فقط آن دو زن را می بیند ... و خدا در این میانه (استغفرالله)از بس کوچک است گم شده... خدا را قربانی مصلحت خویش می کنید و این مثل روز برایم روشن شد.

چهارشنبه 8 آذر1391 ساعت: 17:26 توسط:مطیع قرآن

اینکه شما تابع مصلحت هستید کاملا برایم روشن است. اینکه حالا مصلحت را در این دیده ای که عایشه را از میان برداری و جایش زنی دیگر از زنان پیامبر را بگذاری حرفهای مرا ثابت می کند مبنی بر مصلحت اندیش بودن تفاسیر شما و اینکه خدا برایتان مهم نیست بلکه عایشه خدای شماست و باید به هر نحوی شده او را ازمیان آیات آتش نجات دهید. همه چیز روشن بود. و هرجا کم می اوید متوسل به احادث ساختگی امومیان می شوید. قرآن جواب شما را داد و حالا نوبت توست تا از احادث پدران اموی ات کمک بگیری. جناب! برای من هیچ چیزی بهتر از سخن خداوند اثر نمی کند. چرا نمی روی از قرآن آیه ای بیاوری؟ و خودت و مرا از این جهنم نجات دهی! آری باید هم چنین کنی چون خدایت و پیامبرت هم عایشه است. جای او میان آیه های آتش نیست باید سوره ی کوثر را به او بدهی باید آیه ی مباهله مال او می شد باید سوره ی انسان در حقش نازل می شد آری پیامبر (نعوذبالله) اشتباه کرده و حتی گناه انجام داده است که با وجود عایشه فاطمه را به مباهله برده است. اصلا چطور است روایت صحیح را از پدران اموی تو بپرسیم تا صحیحش را به ما بگویند.

آری به گفته ی روایت ایشان پیامبر روز مباهله عایشه و ابوبکر و عمر و عثمان را با خود برد!

خوب تفسیر کردم.

حالا مرا قبول می کنید.

به به می گویید به من!

آفرین دارم؟!!!

من فقط یک آیه می خواستم از او آیا اینهمه مقاله لازم بود.

همه ی شبهاتی هم که وارد کرد می شد بعد از برطرف شدن آن یک شبهه بحث کرد. اما واقعا چرا آیه را برایم تایپ نکرد.آیا منتظر بود جبرئیل نازل شود و آیه بیاورد!!!

من جوابی را که از آن سنی نگرفتم از تمام سنی هایی که به این وبلاگ سر می زنند م یخواهم. اگر واقعا آیه ای بنی بر بخشیده شدن عایشه در قرآن وجود دارد چرا خداوند آن را به طور واضح بیان نکرده است. خدایی که ...

بگذریم ببینید در پایان برایم چه نوشته:

امامت از نظر شیعه اصل دین است و منکر امامت را کافر میدانند.
چرا یک ایه ی صریح درباره ی امامت نیست؟
در قران درباره ی احکام حیض و تیمم و .. امده است ولی اصل دین به زعم شیعه نیامده است!!!
خدایی که گاو بنی اسرائیل رو در یک صفحه توضیح داده چطور یک ایه برای توضیح ولایت نداده؟ نگاه کنید مردم میگویند خدایا کدام گاو خدا میگوید همان گاوی که نه پیره و نه خیلی جوان بلکه متوسطه. مردم نمیفهمنند. سوال میکنند. خدایا کدام گاو؟ خدا باز جواب میده. همان گاوی که رنگش زردو خوش رنگه مردم با دیدنش شاد میشند. باز نفهمیدن. خدایا کدام گاو؟ خدا باز جواب میده. همان گاوی که هنوز کار نکرده و صفره و هنوز زمینی شخم نزده ابیاری نکرده و از هر عيبي پاك و رنگش يكدست و بدون لكه است .

ایها الناس نگاه کنید. ایا امامت مهم تره یا گاو بنی اسرائیل؟ خدا برای اینکه اسباب گمراهی انها فراهم نشود دقیق میگوید فلان گاو باید کشته بشه اما برای ما هیچ توضیحی درباره ی امامت و عصمت نداده.

ای بابا باز هم قانع نشدی؟؟؟

و من البته دیگر پاسخی ندادم تا اینجا حرفم را در پایان مناظره بنویسم:

آری بنی اسرائل مردمان بی وفا و بدعهدی بودند همانهایی که صم بکم و هم لایرجعون بودند که منظور خدا را نمی فهمیدند اما در مقایسه با آنها گرده مومنان ( شیعیان) کسانی هستند که خدا را دوست می دارند و خدا نیز آنها را دوست می دارد. همان گروهی هستند که خداوند بر اعراب برگزید( شاره به آیه ی89 سوره ی انعام). شیعه گنگ و صم بکم نیست برای همین خداوند در لابه لای آیات کریمش مطالبی را گنجانده و می دانست کهگروهی از مسلمانان به عمق آن وطالب پی خواهند برد و ایمان خواهند داشت. وگرنه ایمان چه ارزشیدارد وقتی همه چیز را خداوند بجود و در دهانت بگذارد.

اما من از شما می پرسم جناب سنی که چرا خداوند آبرویی را که خودش از بنده اش برده و از گناهش پرده برداشته ( اگر بدانی چه مفهومی دارد این پرده دری خداوند) خودش هم آن آبرو را بر نمی گرداند تا مومنین به اشتباه نیافتند؟ چرا از بیان یک چنین مسئله ای خود داری می کند؟

مگر نه این است که خداوند تا چهل روز بر گناهان پرده می کشد و بعد از آن که بنده اش گستاخی کرد پرده از آن بر می دارد.!!!

خدایی که گاو بنی اسرائیل رو در یک صفحه توضیح داده چطور یک ایه برای بخشیدن آن دو زن نیاورده!!!

چرا نمی اندیشید که آن دو زن گناه بزرگی انجام داده و گستاخی را تا به آن حدی رسانده بودند که خداوند خودش حمایت از پیامبر را به عهده می گیرد و به آن تندی به آن دو زن گوشزد می کند که اگر از نیت پلیدشان عقب نشینی نکنند مستحق عذابی دردناک خواهند بود. چرا آیه را می پیچانید و حرفش را عوض می کنید. اگر مسئله به آن سادگی بود که به آسانی حل شدنی بود دیگر چه نیازی به توبیخ خدا !!!

شمارا به خدا کمی هم تعقل کنید!!!

اینها را به حساب دعوای زن و شوهری نگذارید!

حرف خدا را به غربت نیاندازید!

... حرف هرگز تمام نمی شود ...

[ یکشنبه 15 بهمن1391 ] [ ] [ مصطفی مسلمان ] [ ]
درباره وبلاگ

با عرض سلام خدمت تمامی عزیزان و دوستان شیعه و سنی.
این وبلاگ مختص پاسخ گوئی به شبهات است لذا هر کس از عزیزان سئوالی در مورد مذهب بر حق شیعه و یا احیانا شبهه ای دارد میتواند سئوال کند تا دوستان ما جواب آنرا بگویند.
لطفا سئوالات خود را در رابطه با موضوعات مطرح شده در کامنتها مطرح فرمائید.
برای مطالعه نظرات و مناظره ها به ادرس www.maktabshianazar.blogfa.com مراجعه فرمایید.
با تشکر فراوان
پیوندهای مفید
امکانات وب

    7z7kbfihe65x0vlpf5aj.jpg

khabar.aspx

كد لوگوي جدید گفتگوی آرام

لوگوی قبلی:

       
         

       پرسشها   gyhuw6pbpcwnabu4tzjd.jpg
 شناخت عمر بن الخطاب از منابع اهل سنت